سديد الدين محمد عوفى
418
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
شده بود كه آن سر چرا « 1 » با من در ميان نهاد ، و به عاقبت از وى بگريختم و به جانب بغداد رفتم ، و از آنجا به شام شدم « 2 » و تا او در حيات بود به خراسان نيامدم ، كه واثق بودم « 3 » كه از انجا كه فظاظت اوست اگر در خدمت او بماند - مى « 4 » نماندمى « 5 » و به عاقبت هم از آن درشتى و سياست خلق از وى نفور شدند « 6 » و دلها از وى برميد « 7 » و چون « 8 » امير اسماعيل با او مصاف كرد به « 9 » نخستين حمله « 10 » او را بگذاشتند و گرفتار شد و معنى اين آيت « 11 » كه حق جل و علا مىفرمايد « 12 » وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا « 13 » مِنْ حَوْلِكَ به تحقيق انجاميد و السلام « 14 » . حكايت ( 7 ) اتفاق جميع مردم عالم « 15 » است كه « 16 » در عرب و عجم هيچكس درشتخوىتر و ظالمتر « 17 » از حجاج يوسف « 18 » نبوده است « 19 » و آن چندان سياست و ظلم كه او با « 20 » خلق خداى كرد « 21 » مشهور است « 22 » ، و عادت
--> ( 1 ) - مپ 2 و مج - چرا ( 2 ) - مپ 2 - و از آنجا بشام شدم ( 3 ) - مج - كه هلاك شوم پس از پيش او . . . به خراسان نيامدم كه واثق بودم ( 4 ) - مپ 2 : بودمى ( 5 ) - مج : هر آينه مرا سياست كردى ( 6 ) - مج : شده بود ( 7 ) - مپ 2 - و دلها از وى برميد ، مج : رميده ( 8 ) - مج - و چون ( 9 ) - مج - به ( 10 ) - مج + جملهء لشكر ( 11 ) - مپ 2 + به تحقيق انجاميد ( 12 ) - مپ 2 - حق جل و علا مىفرمايد ( 13 ) - بنياد : من فضوا ( 14 ) - مج : و اللّه اعلم ، بنياد - و السلم ( 15 ) - متن و مج - جميع مردم + بر كسانى كه دولت ايشان ، مج : بر ايشان اقبال كرده است ( 16 ) - مج - كه ( 17 ) - بنياد - و ظالمتر ( 18 ) - بنياد + و ظالمتر ازو ( 19 ) - بنياد - است ( 20 ) - مج و بنياد : در حق ( 21 ) - متن : كرده است ، مپ 2 - و آن چندان . . . كرد ، متن و بنياد + بدان ، مپ 2 + او بدان ( 22 ) - متن و مپ 2 و بنياد : بود